نغمه دل |
|||
پنج شنبه 7 آذر 1391برچسب:, :: 14:21 :: نويسنده : نغمه دل
گفتا: که می زند دَر؟ گفتم: منم غلامت. گفتا: چه خواهی از من؟ گفتم: فقط سلامت. گفتا: چه خواهی کردن گر از تو رخ بتابم؟ گفتم: که صبر ایوب, تا لحظه ی قیامت. گفتا: که همره تُست٬ کز مرگ نیست باکت؟ گفتم: خیا لت ای مه, داد ست استقامت. گفتا: که راه بنمود تا قصر شاهی من؟ گفتم: که عطر زلفِ پیچانِ مشکفامت؟ گفتا: که دامنِ تر داری ز اشک دیده؟ گفتم: که زردی رُخ می با شدم علامت. گفتا: چراست خالی دستت به درگه من؟ گفتم: گدای حُسنم کم کن مرا ملامت. گفتا: برای وصلم باشد تو را چه عزمی؟ گفتم: وفا ز بنده, عدل از تو بی غرامت. گفتا: تو را چه خوشتر از نقل و صحبت من؟ گفتم: به رقص آیم چون بشنوم کلامت. گفتا: کجاست" واهِب" کز من خبر ندارد؟ گفتم: که بی خود از خود٬ از چاشنی جامت. نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |